شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

Little Prince - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

شازده کوچولو اثری خیال انگیز و زیباست که در قالب داستان سفر کودکی اهل یک سیاره دیگر به زمین، که فلسفه دوست داشتن را به خواننده نشان می دهد. در طول داستان، شازده کوچولو، دنیای آدم بزرگ ها را به باد مسخره می گیرد و به نکوهش اعمال زشت انسان ها می پردازد.

در این مقاله ابتدا خلاصه کتاب شازده کوچولو آورده شده و در ادامه بعد از نقد کتاب شازده کوچولو،نتایجی که می توان از این کتاب گرفت را بیان نموده ایم . و بعد از این سه توضیح مختصری در مورد پیام های کتاب و معرفی نویسنده آورده شده است

این مقاله را هم توصیه میکنم بخوانید : خلاصه کتاب چهار اثر فلورانس

» خلاصه کتاب شازده کوچولو

شخصیت اصلی داستان که خلبان است، با روایتی درباره بزرگسالان و ناتوانی آنها در درک چیزهای مهم و اینکه بزرگتر ها فقط اعداد و ارقام را متوجه می شوند، داستان را شروع می کند. از کودکی خود می گوید و از این می گوید که در شش سالگی نقاشی یک مار بوآ را کشیده بود که یک فیل را خورده است (عکس پایین)، اما بزرگتر ها همه فکر می کردند که او یک کلاه کشیده است و به او توصیه می کردند به جای نقاشی کشیدن به دروس ریاضیات و جغرافیا بپردازد. او هم نقاشی کشیدن را کنار گذاشت. فقط آن نقاشی را نگه داشته بود و به هر بزرگسالی می رسید نشان می داد، اکثر آنها می گفتند که آن یک کلاه است آن وقت او از احساسات و عشق و رویاهایش و ستاره ها و انقباضات مار بوآ با آنها صحبت نمی کرد و درباره چیزهای معقول مثل گلف و سیاست صحبت می کرد و آدم ها هم خوششان می آمد.

Little Prince 2 cropped 484x360 1 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

گذشت تا اینکه یک روز در صحرا های آفریقا هواپیمایش سقوط کرد. او سخت مشغول تعمیر هواپیمایش بود زیرا ذخیره آبش به اندازه هشت روز بود و پس از آن حتما در این بیابان بی آب و علف جان می داد. ناگهان صدایی گفت که برایم یک گوسفند بکش. وقتی برگشت شازده کوچولو را دید که با مو های طلایی و خنده بر لب ایستاده است. او از کودکی نقاشی نکرده بود. و فقط می توانست عکس یک مار بوآ در حال خوردن فیل را نقاشی کند. آن را کشید و با نهایت تعجب شنید که شازده کوچولو گفت که نقاشی یک مار بوآ در حال خوردن یک فیل بزرگ را نمی خواهم ، یک گوسفند برایم بکش. خلبان بعد از سه بار تلاش برای کشیدن گوسفند، ناامیدانه یک جعبه می کشد و روی آن سه سوراخ می گذارد و می گوید که گوسفند درون جعبه است.

Little Prince3 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

در ابتدا شازده کوچولو به سوالات خلبان جواب نداد که از کجا آمده است؟ اما با کمی صحبت ، خلبان متوجه می شود که شازده کوچولو از سیاره ای دیگر آمده است. شازده کوچولو در صحبت هایش می گوید که سیارکش سه آتشفشان دارد که دو تای آنها روشن و سومی خاموش است. سیارکش خیلی کوچک است و به اندازه یک خانه است. خلبان متوجه می شود او از سیارک B-612 آمده است. بعد درباره علف های هرز بائوباب صحبت می کنند و خلبان متوجه می شود که گوسفند را برای خوردن آن ها می خواهد تا سیارک او را از وجود این گیاهان مزاحم نجات دهد. وقتی درباره غروب آفتاب صحبت می کنند، متوجه می شود که شازده کوچولو خیلی غروب آفتاب را دوست دارد و در سیارک خود می تواند با کمی جابه جا کردن صندلی خود، غروب خورشید را تماشا کند.

 

97ccc15d4266d4bc454bfa720d84006a - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

پس از آن شازده کوچولو نگران می شود که گوسفند، گل ها را هم بخورد. و اینجا خلبان متوجه می شود که او در سیارک خود یک گل دارد که این گل برای او منحصر به فرد است و خیلی او را دوست دارد. از اینجا به بعد شازده کوچولو شروع به تعریف کردن می کند. از گل سرخ خود می گوید که چگونه او را از حشرات و باد با یک سرپوش شیشه ای محافظت می کرد. به او آب می داد و زندگی خوبی با هم داشتند ولی یک روز شازده کوچولو از اداها و افاده های گل خسته می شود و تصمیم می گیرد که از سیارک خود به سیاره های دیگر سفر کند. سرپوش شیشه ای را روی گل می گذارد و با او خداحافظی می کند. گل سرخ که از رفتن شازده کوچولو ناراحت بود از او عذرخواهی می کند اما فایده ندارد، شازده تصمیم خود را گرفته بود و سفر خود را آغاز کرد.

tlp sh sc0310 sh24728 fin.1.stop motion.left .00040 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

شازده کوچولو پس از مدتی در یک سیارک فرود آمد. در آن سیارک خیلی کوچک پادشاهی وجود داشت که تا به حال هیچ رعیتی برای فرمان دادن نداشته بود. پادشاه با دیدن شازده کوچولو شروع به فرمان دادن کرد. دوست داشت که شازده کوچولو را نزد خود نگه دارد اما شازده کوچولو می خواست دنیا را بگردد و نمی خواست آنجا بماند و علی رغم اصرارهای پادشاه برای ماندن و وزیر کردن او، شازده کوچولو از آنجا رفت.

در سیارک بعدی، مرد مغروری وجود داشت که از شازده کوچولو می خواست تا او را ستایش کند و به او احترام بگذارد. شازده کوچولو از آن مرد هم خسته شد و رفت

proud - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

در سیارک سوم، مرد شرابخواری وجود داشت که دائم شراب می نوشید تا فراموش کند که شرابخوار است و تنها به فکر خوشی های لحظه ای بود. شازده کوچولو از این آدم بزرگ هم تعجب کرد و آن سیارک را هم ترک کرد.

41yJZL4yOL. SR600315 PIWhiteStripBottomLeft035 SCLZZZZZZZ FMpng BG255255255 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

 

در سیارک چهارم، یک تاجر را می بیند که دائم در حال حساب و کتاب و شمارش ستاره هاست و به فکر فروش ستاره ها است. و اصلا حوصله جواب دادن به سوالات شازده کوچولو را ندارد. پس شازده از او هم خسته می شود و می رود.

 

fanos 1 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

در سیارک پنجم که فرود آمد، یک فانوس بان و یک فانوس دید، فانوس بان مجبور بود هر شب فانوس را روشن کند و وقتی روز شد آن را خاموش کند ولی مشکل آن بود که هر یک دقیقه یک بار روز می شد و در بیست و چهار ساعت، هزار و چهارصد و چهل بار خورشید غروب می کرد. شازده کوچولو از این مرد معقول و وظیفه شناس بسیار خوشش آمد و می خواست نزد او بماند اما او فقط برای خودش و فانوسش در سیارک خود جا داشت پس به ناچار از آنجا هم رفت.

در سیارک ششم، با جغرافی دانی مواجه شد که تمام مطالبی را که از کاوشگران می آموخت، ثبت می کرد اما خود از سیاره خودش چیزی نمی دانست. جغرافی دان آتشفشان های سیارک شازده کوچولو را ثبت کرد اما گل او را ثبت نکرد، زیرا معتقد بود که گل ها ناپایدار هستند و قابل ثبت نیستند. او به شازه کوچولو پیشنهاد کرد که از زمین دیدن کند.

بالاخره ایستگاه هفتم، سیاره زمین است. شازده کوچولو در بیابان فرود آمد و فکر کرد  که زمین خالی از سکنه است. او با مار زردی روبرو شد که ادعا می کرد می تواند شازده کوچولو را به سیارکش برگرداند. پس از آن شازده با یک گل بیابانی روبرو شد که فقط تعداد محدودی از مردم را دیده بود و معتقد بود که انسان ها، هیچ ریشه ای ندارند و اجازه می دهند که باد آنها را به اطراف بکشاند.

شازده کوچولو به حرکت خود ادامه داد و به کوهستان رسید. از کوهی بالا رفت و تصور کرد از بالای آن می تواند کل سیاره زمین را ببیند اما فقط دره و کوه دیگری را دید. هر حرفی می زد صدای پژواک خود را می شنید. با خود فکر کرد که  آدم های این سیاره چه قدر عجیب هستند که با صدایی خسته حرف گوینده را تکرار می کنند.

 

Le Jardin de Roses 1 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

به راه خود ادامه داد و به یک گلستان گل رسید. همه گل ها شبیه گل او بودند و این باعث شد که او احساس کند که اصلا شازده  نیست و گل او در جهان تک نبوده است. به همین خاطر ناراحت شد و گریه کرد. روباهی او را دید و نزد او رفت. آن موقع متوجه شد که او گل خود را اهلی کرده بود، به همین دلیل آن را منحصر به فرد می دانسته و برای او نگران بود. آنجا فهمید که چه قدر گل خود را دوست دارد و دلش برای او تنگ شده است به همین دلیل تصمیم گرفت که برگردد. به سمت همان بیابان که آن جا فرود آمده بود حرکت کرد.

 در راه برگشت یک سوزن بان راه آهن را دید که راه را برای قطار ها باز می کرد. او برایش از مسافرانی صحبت کرد که از جای خود راضی نیستند و دائما در حرکت هستند. سپس یک مرد بازرگان را دید که محصولی را تبلیغ می کرد که با خوردن آن نیاز تشنگی تا یک هفته از بین می رفت و باعث صرفه جویی در وقت می شد. پس از ملاقات با سوزن بان به خلبان  رسید. پس از گذشت هشت روز از سقوط هواپیما، ذخیره آب آنها تمام شد و هردو سخت تشنه شدند. شازده یک چاه آب پیدا کرد و هردو نجات پیدا کردند.شازده کوچولو با مار زرد صحبت کرد و قرار گذاشت که شب، درست یک سال پس از روزی که به زمین آمده بود، به سیاره خود برگردد. خلبان می خواست که با او برود اما شازده قبول نکرد. شازده کوچولو به او امید داد که می تواند با نگاه به ستاره ها دوست کوچولوی خود را بیابد

u g F4XJHK0 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

خلبان صبح روز بعد جنازه دوست خود را پیدا نکرد . راوی درخواست کرد که هرکس یک پسر کوچک با موهای طلایی دید که دائم سوال می پرسد، او را خبر کند.

»  بررسی و نقد کتاب شازده کوچولو

این داستان که تاکنون به بیش از صد زبان ترجمه شده است، یکی از محبوب ترین کتاب های مردم در قرن بیستم است. و نام کتاب قرن را به آن داده اند.

این داستان علی رغم این که برای کودکان نوشته شده است، می تواند به عنوان یک داستان نمادین برای بزرگسالان باشد. این داستان سراسر نماد است. و به گونه ای بسیار زیبا، زندگی و طبیعت انسان را بررسی کرده است. تمام شخصیت های موجود در سیارک ها، نماد دسته ای از انسان ها هستند.

  • پادشاه نماد حاکمانی است که می خواهند بر تمام دنیا تسلط داشته باشند، و تمام دنیا را تحت سلطه خود می دانند.
  • مرد خود پسند، نماد انسان های مغرور و خود پسند است که می خواهند، تمام کائنات در برابر آنها سجده کنند.
  • مرد شراب خوار، نماد انسان های بی هدف و بی خیال است که فقط به خوشی یک لحظه ای خود می اندیشند.
  • مرد تاجر هم نماد انسان های پول پرستی است که به جز منافع شخصی خود به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنند.
  • فانوس بان  نماد انسان های فداکار و وظیفه شناسی است که خواسته ها و زندگی خود را فدای دیگران می کنند.
  • جغرافی دان هم نماد افرادی است که عشق و محبت هیچ اهمیتی برایشان ندارد، فقط چیزهایی برایشان مهم است که اثبات شده باشند و فانی نباشند و بقا را در همین ها می بینند.
  • مار نماد مرگ است.
  • گل سرخ نماد عشق و محبت است که خار های آن ناراحتی هایی است که گاهی بین عاشق و معشوق پیش می آید که نگهبان این عشق است.
  • گیاهان بائوباب نماد زمین گیری آدم بزرگ هاست که گرفتار دنیا و امور دنیایی شده اند. و شازده کوچولو به عنوان یک کودک دوست ندارد گرفتار آنها شود به همین دلیل آنها را تا بزرگ نشده اند، ریشه کن می کند.
  • مهاجرت از سیاره ای به سیاره دیگر، نماد مهاجرت انسان از بزرگسالی به کودکی است تا ارزش هایی را که فراموش کرده است، بازیابد.
  • آب نماد امید به زندگی است . خلبان که ذخیره آبش در حال تمام شدن است با پیدا کردن آب ، بار دیگر امید به زندگی پیدا می کند.

این مقاله را هم توصیه میکنم بخوانید : خلاصه کتاب کوری

به این ترتیب این داستان با بیان روان و ساده و کودکانه، مضامین و مفاهیم بسیار بلندی در خود جای داده است که با باز کردن لایه های پنهان آن آشکار می شود و خود یک کتاب مفصل است. نویسنده در داستانی کمتر از صد صفحه، مفاهیمی بزرگ مانند کودکی، تنهایی، فقدان، عشق، سفر، مهاجرت، خانه، فلسفه، علم، قدرت، جنگ و سیاست را بیان می کند.

مهم ترین و آشکارترین ویژگی آن این است که آدم بزرگ ها را به سخره می گیرد و آنها را به خاطر فراموش کردن ارزش های اصلی زندگی سرزنش می کند. این ارزش ها عبارتند از: پیوند و همبستگی، محبت، حس مسئولیت در برابر هم نوعان، به کارگیری چشم دل برای دیدن حقایق. همانطور که روباه به او می آموزد:

  «جز با دل هیچی را چنان که باید نمی شود دید. نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.»

و فوت کودک درون آدم بزرگ ها را با این داستان سورئال نشان می دهد.

صحبت های روباه و شازده کوچولو که در این داستان خیلی منحصر به فرد و شاخص است و در هیچ کتاب و داستان دیگری تکرار نشده است، این داستان را به یک داستان فلسفی تبدیل کرده است.  نویسنده با توانایی بالای خود، این مفاهیم را به گونه ای نوشته است که کلیشه نشده است. یکی از زیباترین و مهم ترین جملات کتاب جمله ای است که روباه به شازده کوچولو می گوید و عشق را تبدیل یک امر عام به یک امر خاص تعریف می کند:

  «تو الان واسه من یک پسر بچه ای مثل صد هزار پسر بچه ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هردوتایمان به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میان همه ی عالم موجود یگانه ای می شوی؛ من واسه تو.»

Little Prince1 1 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

این داستان علیرغم لحن جدی خود گاهی طنزی هم در خود دارد و این طنز بیشتر به تمسخر می خورد. مثل جایی که پادشاه از شازده کوچولو می خواهد که بماند و وزیر دادگستری شود و موشی را قضاوت کند:

  «فکر می کنیم یک جایی تو اخترک ما یک موش پیر هست. صدایش را شب ها می شنویم. می توانی او را به محاکمه بکشی و گاه گاهی هم به اعدام محکومش کنی. در این صورت زندگی او به عدالت تو بستگی پیدا می کند. گیرم تو هر دفعه عفوش می کنی تا همیشه زیر چاق داشته باشیش. آخر یکی بیش تر نیست که.»

نویسنده با بیان تقابل بین کودکی و بزرگسالی، به تقابل بین دو دیدگاه فلسفی می پردازد. تقابل «عصر روشنگری» و «فلسفه رمانتیک». در عصر روشنگری فیسوفان معتقد بودند که تنها علم مهم و لازم است و انسان باید خیالبافی و رویا ها را مهار کند که همان بزرگسالی است. و در فلسفه رمانتیک معتقد هستند که دنیا را نمی توان با چشم سر دید و برای شناخت آن باید چشم دل را نیز گشود. راوی نیز با اینکه کودک درون خود را حفظ کرده است اما گاهی بی حوصله می شود و مانند آدم بزرگ ها رفتار می کند. اما سعی دارد که کودکی خودش را که همان شازده کوچولو است، فراموش کند. او در حقیقت به جای شازده کوچولو کودکی خود را می بیند و نهایتا با غیب شدن جسم شازده کوچولو این را برای خواننده تداعی می کند که همه اینها تخیلات راوی بوده است.

در آخر این بررسی کوتاه باید به نظریه ای بپردازیم که می گوید: کتاب شازده کوچولو نوعی «اتوبیوگرافی» یا زندگی نامه خود نوشت است. معتقدین به این نظریه دلایل زیر را برای اثبات ادعای خود آورده اند:

  • «آنتوان دو سنت اگزوپری» خلبان بود و در جایی خودش بیان می کند که ” من در بیابان بی آب و علفی مانده بودم و تصویر ذهنی از یک روباه بر من آشکار شد. انگار فقط یک روباه نبود و می خواست چیزی به من بگوید.” راوی داستان هم خلبان است و در بیابانی گرفتار می شود.
  • گل سرخ که نشان معشوقه شازده کوچولو بود، عنوانی است که اگزوپری همیشه برای همسرش، «کانسوئلو» به کار می برد. کانسوئلو نیز پس از مرگ شوهرش، کتابی را به نام «خاطرات گل سرخ» از تجربه ی زندگی با اگزوپری منتشر کرد.
  • اگزوپری این کتاب را به عنوان یک فرانسوی، در آمریکا نوشت. در حالی که خودش برای جذب کمک به مردمش که درگیر جنگ جهانی دوم بودند، مهاجرت کرده بود. و در این کتاب هم خلبان و هم شازده کوچولو مهاجرت کرده اند.

در پایان هم این نکته را متذکر می شوم که شازده کوچولو فهمید باید به جایی بازگردد که از آن آمده است. طرح داستان نیز حالت دایره وار است که به جایی ختم می شود که از آن شروع شده بود. یعنی همان بیابان بی آب و علفی که شازه کوچولو در آن فرود آمده بود.

0 تا 100 خلاصه کتاب جای خالی سلوچ به همراه نقد و معنی شخصیت های کتاب

THE LITTLE PRINCE1 1200x720 2 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

»  نتیجه گیری از کتاب شازده کوچولو 

  • انسانها را از طریق ویژگی های ظاهری انها همانند قد ، وزن ، اعداد و ارقام نمیتوان شناخت و برای آشنایی با انسانها بهتر است از علایق و استعداد های او سوال کرد
  • معیار قضاوت دیگران را حرف های انها قرار ندهیم بلکه معیار، کارهایی که آنها انجام می دهند باشد . در کتاب می خوانیم که اگرچه گل سرخ با حرف هایش دل شازده کوچولو را شکسته بود ولی با عطر خوشی که از خود بروز می داد موجب شادی شازده کوچولو شده بود و بهتر بود شازده کوچولو به جای توجه به حرف های رنجاننده گل سرخ که منجر به رها کردن گل سرخ توسط شازده شده بود ، به روح زیبای گل سرخ که در پس حرف های زننده اش بود توجه می کرد
  • تنهایی به معنای نبود آدم ها در کنار انسان نیست . بلکه انسانهایی  وجود دارند که اگرچه آدم هایی زیادی اطرافش هستند ، ولی احساس تنهایی می کند
  • همه ما باید در قبال چیزهایی که اهلی کرده ایم احساس مسئولیت کنیم و باید بدانیم زمانی که به فردی محبت کردیم و به او عشق ورزیدیم تا ابد نسبت به او مسئولیم و دیگر نمی توانیم او را رها کنیم

»  پیام های کتاب شازده کوچولو

  • تحمل سختی ها که منجر به نتیجه می شود . همان طور که با تحمل کرم ها می توان پروانه های زیبا را دید
  • همواره یاد بگیریم که قبل از قضاوت سایرین خودمان را قضاوت کنیم
  • با قلب است که میتوان اهمیت چیزها را فهمید نه با چشم سر
  • ما انسان ها چیزهایی داریم که جایگزینی ندارند و قدر آن ها را نمی دانیم. بهتر است مراقب آنها باشیم
  • گاهی نباید احساسات واقعی خود را پنهان کرد

»  درباره نویسنده

expo saint exup header 1 - شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )

 

آنتوان دو سنت اگزوپری (1900- 1944)، نویسنده و شاعر و خلبان فرانسوی، شازده کوچولو (به فرانسوی Le Petil ) را نوشت. در فرانسه به علت ممنوعیت چاپ آثار او، این رمان چاپ نشد. تا اینکه رینال و هیچکاک ، در آوریل 1943 در آمریکا، آن را به زبان انگلیسی و فرانسوی چاپ کردند.

آنتوان خلبان جنگی بود و در جنگ های داخلی اسپانیا و جنگ جهانی دوم پرواز می کرد. تا اینکه در سال 1944 برای ماموریت شناسایی اسکادران هوایی فرانسوی رفته بود و با لاکهید P-38  پرواز می کرد، هواپیمایش در بالای دریای مدیرانه سقوط کرد و مرد.پس از مرگ او ممنوعیت چاپ آثارش برداشته شد و داستان شازده کوچولو در فرانسه هم چاپ شد.

»  مشخصات کتاب شازده کوچولو

  • عنوان کتاب: The Little Prince
  • نویسنده کتاب: آنتوان دو سنت اگزوپری
  • سال انتشار: ۱۹۴۳
  • ژانر: رمان، داستان، خیالی
  • مناسب برای: کودکان، جوانان و بزرگسالان

برای خرید کتاب شازده کوچولو می توانید به لینک روبرو مراجعه نمایید : خرید کتاب

 

34 دیدگاه برای “شازده کوچولو(خلاصه، نقد،پیام های کتاب )”

  1. خیلی عالیه و واقعا چیزی که میشه از کتاب فهمیدو درک کرد رو نمیشه با بیان توضیح داد😢
    خیلیییی از کتابش خوشم اومد

  2. یکی از بهترین کتاب هایی ک میتونید بخونید.این نقد بسیار عالی و مختصره.ولی کاش جمله اخر رو نمینوشتید چون کل غم داستان تو اون جملس🥺😪😭😓

  3. شازده کوچولو بی نظیر داستانی بودکه خوندم عاشق تک تک شخصیت های قصه شدم و هزارتا ویژگی مثبت که تو کلمه ها نمیاد حتما حاتما حاتما بخونید.

  4. پانزده ساله بودم این کتاب را خواندم ، اصلا متوجه نشدمش :))))
    دوست دارم دوباره بخوانمش که ببینم چه بود

  5. سلام | عرض ادب
    در آغاز خودم رو مکلف میدونم که یک تشکر حسابی ازتون داشته باشم
    بابت خوب بودن تون
    🌷🌷🌷
    خواهشمندم بگین که ترجمه بهتر کدوم هست ؟؟